کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ
کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

منتشر شده در ۱۵ آبان ۱۳۹۸

12,000 تومان

نویسندگان

شابک

978-622-6567-07-7

تعداد صفحات

96

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

مترجم

ابوالفضل باقی

ناشر

سرای کتاب

تعداد جلد

1

موضوع

رمان

مناسب برای

نوجوانان

بزرگسالان

سال انتشار

1398

درباره کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

کتاب «جاناتان مرغ دریایی» یکی از پروفروشترین کتاب های انگیزشی جهان است. این کتاب رمانی کوتاه، پرمغز، سرشار از انگیزه، تلاش، شور زندگی و امید است. شنیدن این داستان برای هر فردی از مرد و زن در هر سنی منبع الهام خواهد بود. کتاب جاناتان مرغ دریایی که به زبان استعاری نگاشته شده است در داستانی کوتاه زندگی و تلاش های مرغ دریایی بلند پروازی به نام جاناتان لیوینگستون را شرح می دهد. این رمان کوتاه و معناگرا را «ریچارد باخ» ، نویسنده آمریکایی نوشته و کتاب در سال 1970 منتشر شده است.

جاناتان، مرغ دریایی با سایر پرندگان تفاوت هایی دارد. هم خود او و هم دیگران متوجه این تفاوت هستند، او مانند سایر مرغ های دریایی فکر نمی کند، دوست ندارد  تنها به فکر خوردن و خوابیدن باشد و تنها دغدغه اش پیدا کردن غذا نیست. او به پرواز فکر می کند. به شتاب، به آنچه که برای دیگران معنایی ندارد. او رویای رهایی و آزادی درسر دارد، جاناتان به توصیه های بزرگان و پیرهای جمع مرغان دریایی بی توجه است، به نظر آن ها او به فکر زندگی نیست و این بلند پروازی به زیانش تمام خواهد شد؛ اما جاناتان به پرواز می اندیشد، پروازی بی عیب، پروازی بی نقص و برای رسیدن به بهترین پرواز هرروز بارها و بارها تمرین می کند. کتاب را یک خلبان نوشته است، ریچارد باخ که خود پروازهای بسیاری انجام داده به جزئیات پرواز آگاه است و در عین حال علاوه بر آگاهی تجربه شخصی از پرواز دارد، او از این دانش و تجربه برای ایجاد استعاره ای قوی استفاده کرده است.

خلاصه داستان کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

جاناتان

فصل اول:

در حالی که مرغان دریایی همگی در حال زندگی عادی خود و خوردن نان های پسمانده و ماهی ها هستند و تمام تمرکز خود را برروی سیر کردن شکمشان میگذارنند، جاناتان لیوینگستون مرغ دریایی هر روز درکنار ضخره ای درحال تمرین کردن برای آرزویی بزرگ هست. آرزو و رویایی بزرگ بنام پرواز کردن بی عیب و نقص بر فراز آسمان ها. جاناتان هرروز به تمرین کردن پرداخته و برای رسیدن به رویاهایش زخم ها وکبودی ها بال هایش را تحمل می کند.

پدر و مادر  جاناتان با سبک زندگی پر از حاشیه او مخالفند و معتقدند که جاناتان باید مثل یک مرغ دریایی زندگی کرده و به فکر سیرکردن شکمش باشد. جاناتان سعی می کند به نصیحت های پدر و مادرش عمل کند و مانند سایر مرغان دریایی به سیرکردن شکمش برسد ولی بعد از چند روز این زندگی را کسل کننده و بی معنی میبیند و دوباره برای تمرین پرواز به بالای صخره می رود و تلاش خود را از سرمیگیرد.

جاناتان بعد از شکست های بسیار موفق می شود تا در شب که امکان پرواز برای یک مرغ دریایی امکان پذیر نیست با سرعتی مناسب در هوا پرواز کند و برای اولین بار طمع پرواز را در زیر آسمان مهتابی شب تجربه و از انجام آن لذت ببرد. زمانی که جاناتان به خانه برمیگردد توسط مرغ اعظم تنبیه و مجازات می شود و اورا از سرزمینشان ترد می کنند. جاناتان از اینکه مرغ های دریایی لذت پرواز را نمی دانند و درک نمی کنند و زندگی عادی خود را میگذارنند تا بمیرند اندوهگین شده ولی به پرواز کردن ادامه می دهد.

روزی زمانی که جاناتان با سرعتی بالا در آسمان مشغول پرواز بود، دو مرغ دریایی طلایی رنگ به رنگ ستارگان به دنبالش می آیند و به او نوید یک زندگی جدید و فوق العاده می دهند و سپس هرسه در آسمان محو می شوند.

فصل دوم:

جاناتان با آن دومرغ دریایی به سرزمینی والاتر پرواز کرد و هرچه بیشتر پرواز می کرد نورانی تر و بالهایش نقره ای می شدند. جاناتان به دنیایی تازه وارد شد دنیایی شگرف که جاناتان به سختی می توانست چیزی را که می بیند باور کند و می پنداشت که اینجا همان بهشت رویاهایش است.

مرغان دریایی دیگر در حال تمرین کردن برای پرواز بودند ولی تعدادشان بسیار اندک بود. جاناتان با مرغ دریایی دیگری به نام سالیوان آشنا شد و از سالیوان پرسید که چرا مرغان دریایی اینجا اینقدر کم هستند و سالیوان به او جواب داد از هر یک میلیون مرغ دریایی فقط یک نفر زندگی معمولی را کنار گذاشته و به پرواز فکر می کند و تو جزو همان تعداد کم هستی.

مرغ دریایی پیری بنام چیانگ آموزگار سایر مرغ های دریایی در این سرزمین بود. درشبی که مرغ های دریایی در کنارهم جمع شده بودند، جاناتان از چیانگ پرسید آیا اینجا همان بهشت است و چیانگ با لبخندی بر لب جواب داد که بهشت در واقع همان رسیدن به کمال است. چیانگ گفت یک مرغ دریایی زمانی می تواند به کمال برسد که بیشتر از حدی که برای خودش تصور پرواز دارد، پرواز کند و خود را محدود نکند .

روزی جاناتان به مفهوم حرف های چیانگ پی برد و همراه با چیانگ به سرزمینی سبز و با دوخورشید رفتند و زمانی که دوباره برگشتند، چیانگ درک مفهوم مهربانی و عشق را آموزه بعدی دانست و زمانی که چیانگ روزی ناپدید شد آخرین سخنش این بود که جاناتان ، همواره باعشق عمل کن!

سالیوان و جاناتان بعد از چیانگ به آموزش مرغ های دریایی جدید می پرداختند چون تاحد زیادی آموزش های چیانگ را فرا گرفته بودند. جاناتان تصمیم بازگشت به سرزمین قبلی خود را داشت و به این نکته رسیده بود که پرواز جهیدن از یک طرف به طرف دیگر نیست چون این کار را پشه هم می تواند انجام دهد، بلکه پرواز چیزی فراتر از این مفهوم است.

فصل سوم:

جاناتان آموزش 7 مرغ دریایی جوان را برعهده داشت. فلیچر یکی از شاگردان جاناتان بعد از تلاش برای پروازی به سختی زمین خورد و خود را کند خواند و به جاناتان گفت وقت خود را برای آموزش او تلف نکند ولی جاناتان شروع به انگیزه دادن به او کرد و راه وروش پرواز را به او آموزش داد و فیلچر موفق شد که به صورت مارپیچی و آنطور که میخاست پرواز کند.

روزی جاناتان تصمیم بازگشت به سرزمین خود را گرفت و این موضوع را با شاگردانش درمیان گذاشت. آن ها میگفتند تا کنون در 10 هزار سال گذشته سابقه نداشته که مرغ تبعیدی به سرزمینش بازگردد. جاناتان این ها را سنت ها و باورهای غلط دانسته و برای مبارزه با فوج شروع به پرواز کرد و شاگردانش بااو همراه شدند و به این ترتیب 8 نفره به سوی فوج به پرواز در آمدند.

زمانی که به آنجا رسیدند با سرعت زیاد از میان مرغان دریایی دیگر عبور کرده و فرود آمدند . ارشد مرغ های دریایی بانگ برآورد که هرکس با این مرغ های طرد شده صحبت کند اوهم طرد می شود. بنابراین جمعیت همه پشت به جاناتان و شاگردانش کردند. جاناتان بدون توجه به این قضایا به تمرین با شاگردانش ادامه داد. بعد از یک ماه اولین مرغ دریایی تحت تاثیر پرواز جاناتان و شاگردانش به پیش جاناتان آمده و از او تقاضا می کند که راه و روش پرواز را به او بیاموزد.

جاناتان در انتها داستان ناپدید شده و رهبری را به فیلچر شاگردش میسپارد. جاناتان اندیشه آزادی در سر داشت و پرواز را برای این امر انجام میداد و این کار را باعشق ادغام کرده بود. او اندیشه آزادی را فراتر از هرچیز دیگری میدانست و برای این آرمان تلاش می کرد.

گزیده ای از متن کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

" مادر، برایم مهم نیست که پرواستخوان شده باشم، فقط دوست دارم بدانم چه کارهایی را می توانم در هوا انجام بدهم و چه کارهایی را نمی توانم. فقط همین. میخواهم بدانم. "

" همانطور که در آب فرو می رفت، صدای غریب و ژرف از درونش برخاست: «چاره ای نیست، من مرغ دریایی ام و محدود به طبیعت خویش، اگر قرار بود با سرعت پرواز کنم، باید بال هایی به کوتاهی شاهین داشتم و بجای ماهی، موش می خوردم. پدرم حق داشت. باید دست از حماقت بردارم. باید به خانه و نزد مرغان دیگر برگردم و به آنچه هستم راضی باشم، یک مرغ دریایی بینوا و محدود.» "

" جاناتان لیوونگستون، روزی فراخواهی گرفت که بی مسئولیتی سودی ندارد. زندگی ناشناخنه است و قابل شناخت هم نیست، همین را می دانیم که به دنیا آمده ایم تا غذا بخوریم و تا زمانی که می توانیم، زنده بمانیم. "

" جاناتان دریافت که یکنواختی، ترس و خشم دلیل کوتاهی عمر مرغان است و با بیرون راندن این پندارها از ذهنش، به واقع زندگی طولانی و مسرت بخشی را برای خود رقم زد. "

" سالیوان سری جنباند و پاسخ داد:<<... نه آن مرغان و نه هزاران هزار مرغی که من می شناسم... تنها پاسخی که می یابم جاناتان، این است که واقعا از میان یک میلیون پرنده تنها یکی مثل تو پیدا می شود. بیشترما از این هم کندتر راه را پیمودیم. از یک جهان به جهانی دیگر شبیه آن رفتیم و از یاد بردیم از کجا آمده ایم و اهمیتی هم ندادیم چه جهانی را در پیش داریم و برای لحظه زیستیم. می توانی تصور کنی پیش از آنکه برای نخستین بار به این اندیشه برسیم که جز زیستن، خوردن، جنگیدن و یا قدرت یافتن در فوج هدفی والاتر نیز وجود دارد، چند زندگی را پشت سر گذاشته ایم؟ هزار زندگی، ده هزار زندگی جان! و آنگاه صدسال دیگر تا بفهمیم چیزی به مفهوم کمال وجود دارد، و بازهم صد زندگی دیگر تا به  این برسیم که هدف از زندگی، یافتن آن کمال و متجلی کردن آن است. همان قانون، اکنون نیز برما حاکم است. بدیهی است جهان بعدی را بر اساس آنچه در این جهان می آموزیم، انتخاب می کنیم. اگر چیزی نیاموزیم، جهان بعدی نیز مانند همین جهان خواهد بود، باهمان محدودیت ها و بارهای سنگینی که باید از عهده شان برآییم. "

" چیانگ گفت: « اگر بخواهی می توانیم تمرین در زمان را شروع کنیم تا بتوانی در گذشته و آینده پروازکنی. آنگاه آماده ای تا دشوارترین، پرقدرت ترین و لذت بخش ترین مقوله را آغاز کنی، پرواز به سوی اوج و درک مفهوم مهربانی و عشق.» "

" مرغی که بالاتر پروازکند، دورتر را خواهد دید. "

" پرواز که تنها از اینجا به آنجا پریدن نیست، این که از پشه ها هم برمی آید! فقط یک چرخ کوچک_آن هم برای تفریح_دور مرغ ارشد زدم و حالا تبعیدی ام! کورند؟ نمی بینند؟

تصورش را ندارند که چه شکوهی در پرواز واقعی نهفته است؟ اهمیت نمی دهم چطور فکر می کنند. نشانشان می دهم پرواز چیست! اگر چیزی که می خواهند این است، پس یاغی تمام عیار می شوم. کاری می کنم که چنان افسوس بخورند... "

" مطمئنا تا زمانی که بخواهی آنقدر سفت و بدون انعطاف صعود کنی، موفق نمی شوی. فلیچر تو در ابتدای کار شصت کیلومتر در ساعت را از دست دادی! باید نرم باشی! محکم ولی نرم، یادت است؟ "

" در پهنه آسمان فریاد زد: «مارتین، مرغ دریایی! ادعا می کنی پرواز با سرعت پایین را بلدی. هیچ چیز بلد نیستی،  مگر اینکه اثبات کنی! پرواز کن! » "

" مینارد، مرغ دریایی ، تو آزادی تا خودت باشی، خویشتن راستینت، اینجا و اکنون. هیچ چیز نمی تواند سد راه تو باشد. این قانون مرغ کبیر است، قانونی که حاکم است. «می گویی می توانم پرواز کنم؟»

«می گویم آزادی.» "

درباره نویسنده کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

ریچاردباخ

ریچارد باخ در 23 ژوئن سال 1936 در اوک پارک ایلینوی در ایالات متحده آمریکا چشم به جهان گشود. او از نوادگان یوهان سباستین باخ آهنگساز مشهور آلمانی به شمار می رود. او در سال 1955 به دانشگاه ایالت کالفرنیا راه یافت و در سال 1961 از دانشگاه فارق التحصیل شد. او از ازدواج با همسر اولش صاحب شش فرزند شد و از آنجاکه به ازدواج اعتقادی نداشت از آن ها جدا شده و رهایشان کرد. پسر باخ، جاناتان کتابی به نام برفراز ابرها با موضوع پدری که هیچگاه فرزندش را نشناخت نوشته است و داستان زندگی خود و پدرش را در کتابش بیان می کند.

ریچارد باخ خلبانی را با عشق دنبال کرد و موفق به کسب گوهینامه خلبانی شد. او در زمینه ها مختلف آموزشی و عملی خلبانی کار کرد و حتی خلبان نمایش های هوایی در فیلمی که از روی کتابش ساخته شد بنام هیچ چیز اتفاقی نیست حضور داشت.

جاناتان به نویسندگی علاقه ای وافر داشته و آثار مختلفی را نوشته است. برای اولین بار این استعداد را معلم ورزشش در سال 1959 کشف کرد و باعث بلوغ وی شد. باخ در 8 سالگی برادر کوچکش را از دست داد. کتاب جاناتان مرغ دریایی مهمترین اثر او بشمار می آید و او در این کتاب به بیان ایدولوژی هایی می پردازد که خود او در زندگی اش استفاده کرده است. او در سال 1973 در فیلم جاناتان مرغ دریایی حضور داشته و با همسر دومش در این فیلم آشنا می شود و از عوامل این فیلم بدلیل تغییر فیلنامه بدون اجازه او شکایت می کند. او در سال 1999 با سابرینا نلسون ازدواج سوم خود را انجام داد.

تجربیات عملی خوانندگان کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

" این کتاب خوانده شده و بازخوانی شده است و به عنوان هدیه ای برای روح منتشر شده است. این کتاب یک داستان الهام بخش در مورد یک مرغ دریایی است که زندگی معمولی را دنبال نکرد و یک مرغ دریایی شد که دیگران به خاطر شجاعت او تحسینش کردند. این کتاب برای هر سنی است و اگر مردم به خودشان اعتقاد داشته باشند ، درک همچنین چیزی ممکن است.
هنگامی که این کتاب را می خوانید تا زمانی که زنده هستید با شما می ماند."

" من الان 83 سال سن دارم. در اوایل دهه 70 زندگی ام دچار مشکل شد ، یکی از دوستانم نسخه ای از جاناتان لیوینگستون مرغ دریایی را به من داد. این کتاب به من کمک کرد تا شخص بسیار بهتری شوم، پروازهای بلند ، پهن و خیلی سریع داشته باشم. "

" با یک خط داستانی ساده ، این کتاب بسیار لذت بخش و الهام بخش است. جاناتان در یک زمان مشخص سفر نمی کند. او از سفر به سمت چپ مرکز نمی ترسد. او نمی ترسد چیز جدیدی را امتحان کند. او رویاهایی دارد و از رسیدن به آن رویاها نمی ترسد. او قبول نمی کند که نباید به آرزوهایش برسد فقط به این دلیل که هیچ مرغ دریایی دیگری این کار را نمی کند. جاناتان مرغ دریایی برای هر کسی که دوست دارد "با ضربان طبل متفاوت سفر کند" ممکن است به یکی از گرامی ترین کتاب های عمرش تبدیل شود. "

" این کتاب یک داستان دوست داشتنی و الهام بخش است . این کتاب اخیراً چندین بار مورد توجه من قرار گرفت ، همه مرتبط با مایکل جکسون بود. من یک مستند واقعی (واقعی) در مورد او تماشا کردم و در این کتاب ذکر شد ، مایکل جکسون از آن الهام گرفته و تحت تأثیر قرار گرفته است. هنگامی که کوبی برایانت اخیراً درگذشت ، وینی هارلو مدل گفت که جکسون او را به خواندن این کتاب  تشویق کرده و او نیز به نوبه خود آن را به او توصیه کرده است. آن زمان بود که فکر کردم ، خوب ، من باید این کتاب را تهیه کنم. ‘جاناتان آهی کشید. آنها شما را شیطان صدا می کنند یا شما را خدا می خوانند ... ”مانند جاناتان ، من دوست دارم فکر کنم مایکل به دنبال کمال و دانش خود به دنیای دیگری رفته است. "

فصل های کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

این کتاب در 3 فصل و 96 صفحه نوشته شده است.

افتخارات کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

برنده اسکار هیچکاک

مطالعه بیشتر
برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید

کتاب های مشابه