13 کاری که افراد با ذهن قوی انجام نمی دهند
13 کاری که افراد با ذهن قوی انجام نمی دهند

13 کاری که افراد با ذهن قوی انجام نمی دهند

منتشر شده در ۱۸ خرداد ۱۴۰۰

95,000 تومان

اشتراک گذاری

نویسندگان

شابک

9786226482042

تعداد صفحات

241

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

مترجم

مینا کریمی

ناشر

آثار نور

تعداد جلد

1

موضوع

روانشناسی

خودسازی

مناسب برای

بزرگسالان

سال انتشار

1399

درباره 13 کاری که افراد با ذهن قوی انجام نمی دهند

به قدرت درونی‌تان ایمان داشته باشید! از تغییر استقبال کنید و هیچ هراسی از شروع فصلی جدید از زندگی نداشته باشید!

این‌ها مهم‌ترین و کلیدی‌ترین آموزه‌های امی مورین است که در کتاب 13 کاری که افراد هوشمند انجام نمی‌دهند آن را به زبانی گیرا و جذاب منعکس کرده است. در این اثر شگفت انگیز با 13 عادت اشتباه روزمره آشنا می‌شوید که تاثیرات بسیار مخربی بر کیفیت زندگی‌تان می‌گذارد. با حذف این عادت‌ها می‌توانید ذهن خود را برای رسیدن به آرامش و خوشبختی تقویت کنید.

این‌گونه نیست که اشخاص از نظر ذهنی قدرتمند یا ضعیف باشند. هر انسانی به لحاظ ذهنی، قدرت‌هایی دارد، اما همیشه برای بهتر شدن این توانمندی‌ها و استعدادهای بالقوه راه‌هایی وجود دارد. در این کتاب سودمند می‌آموزید که افزایش قدرت ذهنی بدین معناست که بتوانید احساسات خود را نظم بخشید، اندیشه‌های خود را مدیریت کنید و با وجود وضعیتی که در آن به سر می‌برید، رفتاری مثبت داشته باشید.

اگر به ادبیات روانشناسی انگیزشی علاقمند باشید احتمالا تاکنون چندین کتاب انگیزشی خوانده‌اید که درباره خصوصیات افراد موفق و عادت‌های روزمره‌‎شان صحبت می‌کند؛ خصوصیات و عاداتی که در نگاه اول ممکن است بسیار دور از تصور و ایده‌آل‌گرایانه به نظر آیند؛ اما کتاب حاضر از روزمرگی‌ها صحبت می‌کند؛ از اتفاقاتی که در طول روز رخ می‌دهد و بسیاری از مردم همین 13 واکنشی را که به تفصیل در کتاب ذکر شده است، نشان می‌دهند. در حقیقت این اثر علاوه بر نکوهش این 13 عادت اشتباه از تأثیر و صدمات روحی جبران ناپذیر آن‌ها بر زندگی‌تان سخن می‌گوید.

گزیده ای از متن 13 کاری که افراد با ذهن قوی انجام نمی دهند

گلوریا زنی پنجاه‌و‌پنج ساله و سختکوش بود که برای درمان استرس‌زدگی خود به دفترم آمد. دختر بیست‌و‌هشت ساله او به‌تازگی درباره به خانه او بازگشته بود. وی که در هجده سالگی خانه مادرش را ترک کرده بود، بیش از ده‌بار دوباره به خانه مادرش بازگشته بود. او چندین‌بار نامزد کرده بود که نامزدی‌اش هربار در کوتاه‌زمانی به‌هم خورده و او دوباره به خانه مادرش بازگشته بود.

دختر گلوریا بی‌کار بود، اما با جدیت دنبار کار نمی‌گشت. او روزها به تماشای تلویزیون می‌پرداخت و سر خودش را با انیترنت گرم می‌کرد. در خانه به گلوریا کمک نمی‌رساند و حتی کارهای مربوط به خودش را نیز انجام نمی‌داد. گرچه گلوریا می‌گفت احساس می‌کند خانه‌اش حال و روز هتل را دارد و خود او مستخدمه دخترش است، باز ترجیح می‌داد دخترش در خانه نزد او بماند.

او عقیده داشت اگر جایی برای اقامت به دخترش بدهد، کمترین کاری است که می‌تواند برای وی به انجام رساند. گلوریا معتقد بود که در کودکی دخترش، آنچه را او سزاوارش بوده، به وی نداده است و، از این‌رو، خودش را مادر خوبی به‌شمار نمی‌آورد. پس از آنکه او و شوهرش از هم جدا شدند، وی موفق به ازدواج مجدد نشده بود. او اعتقاد داشت که گذشته پر از مشکل‌های او در دخترش تأثیر گذاشته است. بخش اعظم استرس گلوریا ناشی از اضطرابی بود که به سبب رفتار نابالغانه دخترش تحمل می‌کرد. او می‌خواست دخترش کاری پیدا و مستقل از او زندگی کند.

 

مطالعه بیشتر
لطفا نظر خود را بنویسید
|

کتاب های مشابه