کتاب دوازده ستون اثر جیم ران
کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

منتشر شده در ۱۶ آبان ۱۳۹۸

20,000 تومان

شابک

978-600-8715-66-5

تعداد صفحات

112

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

مترجم

حمیده الهی نیا

ناشر

آستان مهر

تعداد جلد

1

موضوع

موفقیت

مناسب برای

بزرگسالان

سال انتشار

1398

درباره کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

بیش از چهل سال است که جیم ران تمرکز خود را بر روی شالوده های رفتار انسانی که بیشترین تاثیر را در عملکردهای شخصی و تجاری دارند، گذاشته است. جیم معیاری است که با آن کسانی که به دنبال آموزش و الهام به دیگران هستند، سنجیده می شوند. وی توانایی بی نظیری دارد که می تواند به اتفاقات و رخدادهای عادی، معنایی غیر عادی بخشد، و جوهر و سبک گفته های او ترکیبی می سازد که ذهن هر شنونده یا خواننده آثارش را به تصرف خود در می آورد. این کتاب حقایق جاودانی از زبان یکی از بزرگان انگیزه دهنده ی نسل ماست. جیم به مدت چهل سال است که به دور دنیا سفر می کند و فلسفه و اصول مرتبط با دوازده ستون موفقیت را آموزش می دهد.

خلاصه داستان کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

کتاب دوازده ستون، اثر مشترک جیم ران و کریس وایدنر در 12 فصل بصورت داستانی نوشته شده است. شخصیت اصلی داستان، مردی به نام مایکل و شخصیت های دیگر داستان چارلی و آقای دیویس هستند.

دیدار

فصل1(برخورد اتفاقی): در فصل اول داستان نحوه برخورد مایکل با شخصیت های دیگر داستان یعنی آقای دیویس و چارلی به تصویر کشیده شده است. ماشین مایکل خراب شده و گوشی اش آنتن نمی دهد. او هنگامی که ناامیدانه در حال قدم زدن می باشد با خانه آقای دیویس مواجه شده و با چارلی خدمتکار آقای دیویس آشنا می شود و چارلی به او کمک می کند.

در این فصل از کتاب، در مورد تغییر درونی صحبت می کند، تغییر درونی را مهمتر از تغییر بیرونی می داند و آن را لازمه موفقیت های زندگی به شمار می آورد. انسان همیشه ابتدا باید از درون خود شروع کند و درون انسان دروازه ای برای ورود به موفقیت می باشد. زندگی شما زمانی تغییر می کند که خود شما تغییر کنید.

فصل2(سالم زندگی کن): مایکل بعد از 3 هفته با چارلی تماس گرفته و از او می خواهد که وقتی را برای ملاقات به او بدهد تا بتواند راز های دیگر زندگی آقای دیویس را از او بپرسد. او به ملاقات آقای چارلی رفته و آقای چارلی راز دیگری از زندگی آقای دیویس را برای او بازگو می کند.

در این فصل به بیان 3 بعد اساسی انسان برای رسیدن به یک زندگی سالم را بیان می کند. بعد جسمی، بعدروانی و بعد روحی . رسیدگی به هر بعد را قدمی برای تعالی، رشد و تغییر می داند. بدان که وضعیت بیرونی تو انعکاسی از درون تو است.

فصل3(موهبت روابط انسانی): دراین فصل به ادامه صحبت های چارلی و مایکل پرداخته شده و چارلی سومین ستون یا راز موفقیت را برای مایکل بیان می کند.

در این فصل به مهم بودن روابط اجتماعی پرداخته می شود و روابط را مانند باغچه ای می داند که اگر به آن رسیدگی نشود با علف هرز پر شده و اگر به آن رسیدگی شود سرسبز و زیبا می شود. چارلی این کار را سخت دانسته ولی آن را لازمه موفقیت می داند. برای رشد و شکوفایی هر رابطه ای صرف مداوم زمان، تلاش و تخیل لازم است.

فصل4(به اهدافت دست پیدا کن): مایکل و چارلی باهم در رستورانی در کنار جاده قرار نهار می گذارند و چارلی راز دیگری از زندگی را برای مایکل بیان می کند.

تعینن اهداف در زندگی می توانند باعث رشد شخصیتی در فرد شوند، اهداف بلند مدت یا کوتاه مدت. در این فصل به بیان برنامه ریزی برای اهداف زندگی نه برای کسب درآمد بیشتر، بلکه هدف اصلی رشد و تعالی انسانی حاصل از رضایتمندی از خود می باشد. علت اصلی تعیین هدف این است که در مسیر دستیابی به آن انسان بهتری می شوی.

فصل5(استفاده صحیح از وقت): در ادامه صحبت هایش چارلی تسلط بر زمان را در طول روز از دلایل موفقیت به شمار می آورد. چارلی معتقد است که اگر به زمان اجازه بدهی تا خودش بگذرد و پیش برود سوارت می شود و زمان ارباب تو می شود اما در حقیقت انسان باید زمان را در مشت خود بگیرد و خود تعیین کننده کارهای روزانه در آن باشد. هرروز فرصت های بیشماری دارد، ولی فقط یکی از آنها بهترین فرصت است.

فصل6(با بهترین افراد معاشرت کن): بعد از حدود چند هفته پس از ملاقات در رستوران مایکل برای بیان موفقیت هایش به دیدن چارلی می رود و چارلی راز بعدی زندگی را با او در میان می گذارد.

معاشرت

چارلی معتقد است که افرادی که با آن ها معاشرت داریم بر روی کیفیت زندگی و اهداف ما تاثیر مستقیم دارند. و افراد را به سه گروه منفی، خنثی و مثبت تقسیم نمود. به عقیده چارلی باید انسان گاهی اوقات تصمیم سختی در زندگی اش گرفته و به بعضی از روابط بیهوده برای رسیدن به موفقیت پایان بدهد. با مردمان آسوده مباش وگرنه پیشرفت نخواهی کرد. به میان مردمی برو که انتظارات و توقعات زیادی دارند.

فصل7(همه عمر در پی یادگیری باش): در ادامه صحبت هایشان کنار استخر،چارلی رو به مایکل کرده و راز دیگری از زندگی را برای او تشریح می کند.

چارلی از مایکل می خواهد تا برای موفقیت در زندگی در گام بعدی اش، کتاب مطالعه کند. کتاب مطالعه کردن را درواقع نشستن و برخواست با افراد بزرگ می داند و در واقع کتاب را باعث رشد و تعالی انسان می داند. همان دوستانی که انسان نیاز دارد تا با آن ها معاشرت کند. آموزش رسمی برایت کسب درآمد می کند. خودآموزی برایت ثروت می آورد.

فصل8( همه زندگی فروش است): در این فصل مایکل از تاثیر گذاری کتاب ها در زندگی اش برای چارلی می گوید و چارلی لازمه گفتن راز بعدی را خواندن حداقل یک کتاب توسط مایکل تعیین کرده بود.

راز بعدی چارلی معمای فروش و تاثیر گذاری برروی افراد مختلف است. چارلی این موضوع را بیان می کند که آقای دیویس معتقد است که اگر انسان بتواند با دانش خود برروی کسی تاثیر بگذارد، در حقیقت فروش خوبی انجام داده است. برای این که بتوانی بر دیگران تاثیر بگذاری، باید کاری کنی که تو را دارای استعداد و قابلیت ببینند.

فصل9(درآمد به ندرت از رشد شخصی فراتر می رود): در ادامه فصل 8، در فصل 9 چارلی درباره زندگی اکثر ثروتمندان و تفکر آن ها برای چارلی می کند و ثروت را راهی برای دستیابی به شخصیتی آرمانی می داند. چارلی این فصل را در مورد پول و ثروت بیان کرده و به مایکل پیشنهاد می کند تا درکنار کار کارمندی خود به کاری برای خود مشغول شده و بعد از مدتی آن را جایگزین کار کارمندی خود کند. شخصیتی که در فرآیند کسب ثروت پیدا می کنید، مستقیما بر آنچه کسب می کنید تاثیر می گذارد.

فصل10(ارتباطات زمینه های مشترک تفاهم را ایجاد می کند): در فصل 10 چارلی و مایکل زمانی که چارلی در حال روغن کاری دری در عمارت بود به دیدنش می رود.

چارلی راز دیگری از آقای دیویس را بیان میکند. این راز بیان می کند، اکثر انسان ها بدنبال تفهیم کردن نظر خودشان به دیگرانند ولی اگر فقط بدنبال کمی درک متقابل باشند می توانند قدرت بیشتری در ارتباط باهم داشته باشند. ارتباط به معنای تلاش دویا چند نفر برای یافتن زمینه های مشترک ایجاد تفاهم است. و وقتی بتوانند آن زمینه های مشترک را پیداکنند، باهم قدرت زیادی خواهند داشت.

فصل11(جهان همیشه می تواند رهبر بزرگ دیگری داشته باشد): فصل 11 در حقیقت ادامه فصل 10 می باشد. در این فصل چارلی به بیان رهبری از دیدگاه آقای دیویس می پرازد و معتقد است اگر هرکس تبدیل به یک رهبر خوب شود می تواند برروی افراد و جهان پیرامونش تاثیر بگذارد. رهبری دیگران کمک به آنها برای تغییر و بهتر شدن افکار، عقاید و اعمالشان است.

فصل12(میراثی بجا بگذار): در فصل آخر شوکی به خواننده کتاب وارد می شود. زمانی که مایکل به خانه چارلی می رسد، خانم دیویس را بجای چارلی ملاقات می کند و خانم چارلی به او می گوید که چارلی شوهرش همان آقای دیویس است که هفته پیش بر اثر سرطان جانش را از دست داده است. چارلی در نامه ای آخرین ستون موفقیت را برای مایکل نوشته است.

او  از مایکل خواسته که زندگی استسنائی داشته باشد و با برنامه ریزی زندگی کند و عمرش را با گذراندن روزگار سپری نکند و برای آیندگانش میراثی بجای بگذارد.طوری زندگی کن که از جنبه های معنوی، فکری، جسمی، مالی و ارتباطی به مردم کمک کنی. طوری زندگی کن که زندگیت استثنائی باشد.

گزیده ای از متن کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

" اولین ستون پیشرفت شخصی است. موفقیت هنگامی به دست می آید که از آنچه اکنون هستی، بهتر شوی. بنابراین باید بیشتر از آن که روی شغلت تمرکز می کنی، روی خودت کارکنی. "

" هر موجودی به نهایت رشد خود می رسد، به جز انسان. یک درخت چقدر بلند می شود؟ آنقدر که بتواند بلند شود. اما انسان مفتخر به داشتن انتخاب است. می تواند انتخاب کند که بهترین باشد یا پایین ترین. اما چرا انسان آخرین حد چالش را امتحان نکند تا ببیند توانش چقدر است؟ "

" آقای دیویس می گوید که تنها وقتی اوضاع تغییر می کند که خود شما تغییر کنید. چه چیز را می خواهی در خودت تغییر دهی تا در عوض زندگیت هم تغییر کند؟ اگر همان طور که اکنون زندگی می کنی به زندگی ادامه بدهی، همین طور زندگی فعلی را خواهی داشت. نکته این است. "

" وقتی درباره ی سلامتی حرف می زنیم، بیشتر افراد به سلامت جسمی فکر می کنند، اما آقای دیویس نگاهی فراتر به سلامتی دارد. به نظر او انسان از سه بخش یا سه بعد تشکیل شده است: جسم، روح و روان. "

" انسان مثل یک پیاز سه لایه است. وقتی لایه ها را بکنی به هسته می رسی. بعد معنوی در مرکز قراردارد و مهم ترین قسمت است. لایه دوم روان است و لایه خارجی جسم. استحکام هر قسمت بستگی به استحکام لایه زیرین دارد. متوجه می شوی؟ "

" روابط ما زیباترین فرازهای زندگی و نیز سخت ترین فرودهای زندگی را می سازند. خوب است که داریم الان و در اینجا درباره اش صحبت می کنیم. "

" یک میلیون دلار پول کسب کن؛ نه به خاطر خود یک میلیون دلار، بلکه بخاطر این که برای کسب آن تبدیل به آدم بهتری می شوی. "

" همه ما باید یکی از این دورنج را تحمل کنیم؛ رنج انضباط یا رنج حسرت. با این تفاوت که انضباط چند انس وزن دارد اما حسرت چند تن. "

" بله مایکل. یکی ارباب و یکی برده است. یا تو بر روزت تسلط پیدا می کنی یا روز برتو. یا تو زمانت را کنترل می کنی یا زمان تو را کنترل می کند. انتخاب با تو است. "

" یادگیری چند پایه اصلی دارد که با استفاده از آنها می توانیم زندگی خود را بهتر کنیم. اولین اصل این است که مطالعه کنیم. دومین اصل مشاهده ی افراد موفق و یادگیری از آنها است. و سومین اصل تفکر دائم درباره ی تجارب خود و تشخیص کارهای درست و نادرست است. "

" وقتی می خواهی به موفقیت دست پیداکنی ، باید با افراد دیگر سروکار داشته باشی. به همین علت باید تاثیر گذار باشی. این تاثیرگذاری از لحظه تولد شروع می شود. "

" نمی توانید درباره چیزی که نمی شناسید حرف بزنید. نمی توانید حسی را که ندارید به دیگران منتقل کنید. نمی توانید چیزی را که ندارید معرفی کنید یا ببخشید. برای اینکه چیزی را ببخشید و منتقل کنید و تاثیرگذار باشید، نخست باید آن را داشته باشید. "

" مایکل! این یکی از اشتباهات بسیاری از مردم است. در واقع پول دنیا را به جریان نمی اندازد. "

" وقتی میلیونر بشوید، میتوانید همه پولتان را ببخشید؛ چون یک میلیون دلار نیست که اهمیت دارد، بلکه شخصیتی که در فرآیند میلیونر شدن پیدا می کنید، مهم است. "

درباره نویسنده کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

جیم ران

جیم ران در بیست و پنجم سپتامبر سال 1930 در مزرعه ای در ایالت آیدا هوی در آمریکا متولد شد. جیم در نوجوانی از دانشگاه کالج برآن واقع در مینستوتا آمریکا انصراف داد. ران تا سن بیستو پنج سالگی مردی مغروض و از لحاظ شخصیتی و مالی ورشکسته و ضعیف به شمار می آمد. استاد معنوی ران  آقای شُف بر حسب اتفاقاتی با ران آشنا شد. آقای شُف یک میلیونر و انسان موفق بود و توانست به ران در زمینه رشد فردی کمک شایانی بکند. متاسفانه آقای شُف یک سال قبل از رسیدن جیم در سن 31 سالگی به موفقیت از دنیا رفت. جیم به درخواست فرآوان مردم برای اشتراک داستان موفقیتش کتاب های بسیاری را منتر نمود ولی کتاب دوازده ستون درواقع داستان آشنایی او و پندهای آقای شُف به او را بیان می کند.

جیم ران نویسنده و یک سخنران انگیزشی بزرگ در آمریکا به به شمار می آمد و آثار زیادی از سخنانش به یادگار مانده است. تا سال 2009 حدود 4 میلیون نفر در سمینارهای آقای ران در جهان شرکت کرده بودند که این رقم یک رقم افسانه ای به شمار می آید. او مولف 17 کتاب صوتی و نوشتاری است. جیم ران الگوی مربیگری آنتونی رابینز مشهور بوده و سخنران بزرگی در جهان به شمار می آمد.

جیم ران در پنجم دسامبر سال 2009 بر اثر یک بیماری ریوی و مبارزه 18 ماهه در وست هیلیز کالفرنیا درگذشت.

تجربیات عملی خوانندگان کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

" به نظر من هر چیزی توسط جیم ران نوشته شود ارزشمند است. این کتاب یک داستان کاملاً اساسی است. با این دیدگاه که شما نمی توانید از رشدکردن سیر شوید ، این کتاب تغذیه ای برای روح است. خواندن این کتاب آسان و باعث انگیزش است "

" من کاری را که کریس وایدنر و جیم ران در این کتاب انجام داده اند را دوست دارم. دوازده ستون نه تنها کتابی فوق العاده مفید و تغییر دهنده است ، بلکه به عنوان داستانی بین دانش آموز و مربی بافته می شود که واقعاً سرگرم کننده است و آسان خوانده می شود "

" چه می توانم در مورد این کتاب بگویم. به عنوان یک  فرد نسبتا تازه وارد در دنیای بازاریابی شبکه ای و به عنوان کسی که واقعاً در دنیای مطالعه کتاب های توسعه شخصی غرق شده است ، این یک کتاب افسانه ای برای من است. برای کسی که از خواندن کتابهای عملی با ایده هایی که بعضاً  خیلی سخت بیان می شوند و خسته کننده هستند، این کتاب بسیار متفاوت است. این کتاب یک داستان بزیبا که توسط یکی از بزرگان نوشته شده است و باعث می شود شما  به مسیر موفقیت علاقه مند شوید. پیچ و تاب کتاب در انتها غیر منتظره نیست اما باعث ناراحتی شما می شود. خواندن این کتاب را توصیه می کنم  "

" کتاب خیلی شگفت انگیزای است، آنقدر شگفت انگیز که نمی توانستم این کتاب را ببندم، این کتاب بسیار دلچسب بود و اطلاعات زیادی برای جذب موفقیت و رشد فردی داشت ، کاش چاپ دوم داشت و آنها می توانستند این داستان را برای همیشه ادامه دهند. ، نمی خواستم این کتاب را زمین بگذارم "

"  می شود از این کتاب لذت برد ، این کتاب به زبان ساده  ،  به راحتی قابل فهم ، در قالب یک رمان کوتاه نوشته شده است و دارای زرق و برق زیادی است. اگر تمام وقت شغل خود را مشغول به کار هستید و فقط در حال گذران امور هستید و یا بیکار هستید ، این کتاب یک توصیه عالی در مورد چگونگی شروع کاری برای خود به صورت پاره وقت در جهت بهبود خود (و در نتیجه موقعیت خود در زندگی) برای شروعی بسیار مفید توصیه می کنم. "

فصل های کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

فصل1: برخورد اتفاقی

فصل2: سالم زندگی کن

فصل3: موهبت روابط انسانی

فصل4: به اهدافت دست پیداکن

فصل5: استفاده صحیح از وقت

فصل6: با بهترین افراد معاشرت کن

فصل7: همه عمر در پی یادگیری باش

فصل8: همه زندگی فروش است

فصل9: درآمد به ندرت از رشد شخصی بالا می رود

فصل10: ارتباطات زمینه های مشترک تفاهم را ایجاد می کند

فصل11: جهان همیشه می تواند رهبر بزرگ دیگری داشته باشد

فصل12: میراثی به جا بگذار

نویسندگان در تحسین یکدیگر در کتاب دوازده ستون اثر جیم ران

برایان تریسی: "کریس وایدنر یکی از بهترین سخنرانان امروز آمریکا است. او بسیار پرجنب و جوش ، خنده دار ، تیزبین و سریع است."

لس برون: " جیم ران یکی از عمیق ترین متفکران و افرادی است که ذهنم را گسترش می دهد و من همیشه به صحبت های او گوش داده ام."

مارک ویکتور هانسن: " جیم ران انگیزه اصلی است - سبک او ، جوهر ، جذابیت ، ارتباط ، و آنچه که او می گوید تفاوت را ایجاد می کند. "

مطالعه بیشتر
برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید

کتاب های مشابه