رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو
رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو

رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو

منتشر شده در ۰۲ آذر ۱۳۹۸

40,000 تومان

نویسندگان

شابک

978-622-6631-06-8

تعداد صفحات

177

قطع

وزیری

نوع جلد

شومیز

مترجم

حسین معاصر

ناشر

برات علم

تعداد جلد

1

موضوع

رمان

مناسب برای

بزرگسالان

سال انتشار

1398

درباره رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو

کتاب جاسوس یکی دیگر از آثار پرفروش نویسنده ی مشهور برزیلی پائولو کوئیلو است. داستانی جذاب و معما گونه که بر اساس زندگی حقیقی زنی جسور با نام مستعار ماتاهاری نوشته شده است. زنی رقاص که عرف زمانه اش را زیر پا گذاشت و متفاوت زیست و تاوان سختی برای این تمایز پرداخت. نام ماتاهاری در بین 10 جاسوس مشهور دنیا قرار دارد. زندگی او سرشار از ماجراها و وقایعی است که باعث شده او هم در مقام یک جاسوس، سرزنش شود و هم در جایگاه یک زن بی پناه مورد دفاع قرار گیرد.

ماتاهاری

خلاصه داستان رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو

مارگارتا زله زنی آلمانی هلندی بود که در نوجوانی والدینش را ازدست داد و زندگیش دستخوش اتفاقات ناگواری شد که او را مجبور کرد تا با افسری ازدواج کند که تفاوت سنی زیادی با وی داشت. آنها پس از ازدواج به اندونزی رفتند. مارگارتا که بعلت انتقادهای دائمی همسر زورگو و خودخواهش مایوس و نا امید شده بود، پس از آنکه دو فرزندش را به دلیل بیماری سفیلیس از دست داد، از همسرش جدا شد و به یک مرکز رقص محلی اندونزیایی پیوست. در آن زمان او نام مستعار ماتاهاری به معنای خورشید را انتخاب و سبک جدیدی را در رقص ابداع کرد. پس از آن به فرانسه رفت و در آنجا تبدیل به فردی مشهور شد که بزرگان سیاست و قدرتمندان را مسحور خود ساخت. اما از آنجا که کشور فرانسه درگیر جنگ با آلمان بود، شیوه ی زندگی ماتاهاری باعث سوءظن مقامات آن کشور به او شد و سرانجام به جرم جاسوسی دستگیر و محاکمه شد و او را تیرباران کردند.

جاسوس

گزیده ای از متن رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو

بلندقامت و کشیده، با نوعی زیبایی وحشی، ماتاهاری صاحب گیسوانی مشکی بود که پیچ و تاب عجیبی داشت و هر انسانی را جادو می کرد. با حالتی زنانه تر از هر زن دیگر، او با اندام خود تراژدی غریبی را نوشت.

ترکیبی از هزاران پیچ و تاب و از هزار ریتم متفاوت تشکیل شده است.

خطوط این روزنامه ی بریده شده، شبیه فنجانی شکسته است، داستان یک زندگی را نقل می کند که آن را به خاطر نمی آورم. به محض خارج شدن از اینجا، بریده های روزنامه را به یک ورقه چرم می چسبانم و در قاب طلا می گذارم. این تنها میراث من برای دخترم است، زیرا تمام دارایی ام مصادره شده است. زمانی که دوباره کنار هم باشیم، از فولیز برگر برایش خواهم گفت، رویای هر زنی که آرزوی رقصیدن در مقابل تماشاچیان را دارد. از زیبایی های مادرید دلوس اوستریاس، خیابان های برلین و جاذبه های مونت کارلو برایش تعریف خواهم کرد. با هم تروکادرو و سرکل رویال را خواهیم گشت و به رستوران های ماکسیم، رامپلیر و تمام رستوران هایی که بهترین خدمات را به مشتریان خود می دهند خواهیم رفت.

با هم به ایتالیا می رویم و از دیدن دایگلیو نفرین شده لذت می بریم. در میلان لااسکالا را به او نشان می دهم و با غرور می گویم: " اینجا مکانی است که من با جوبوس، گامبرینوس و مارکنو رقصیده ام. "

مطمئنم کار الانم موجب افزایش شهرتم در آینده خواهد شد. چه کسی است که نخواهد به عنوان یک زن افسونگر جاسوس، که پر از رمز و راز است دیده شود. هر کسی با خطر بازی می کند، تا زمانی که آن خطر واقعا وجود نداشته باشد.

 

در بخش دیگری از کتاب می خوانیم:

وارد دفتر شدم. مردی را محصور در میان انواع لوازم لوکس دیدم که واردات آن ها به هلند ممنوع بود؛ سیگار برگ وارداتی، انواع مشروبات از چهار گوشه ی دنیا، شکلات و پنیرهایی که در هیچ فروشگاهی نظیر آن ها یافت نمی شد. مردی بسیار شیک پوش و  موقرتر از تمام مردان آلمانی که تا آن لحظه دیده بودم، پشت میزی قرمز و تزیین شده با طلای فیلیپینی نشسته بود.پس از رد و بدل کردن الفاظ معمول در ابتدای هر مکالمه ای، دلیل تاخیر مرا در رفتن به ملاقاتش پرسید.

« نمی دانستم که منتظرم هستید، فرانس...»

حرفم را قطع کرد و گفت:

- « او یکسال پیش گفته بود که به ملاقاتم می آیید.»

سپس بلند شد و از من پرسیدکه چه نوشیدنی میل دارم. من نیز لیکور آنیژن را ترجیح دادم. کنسول برای خپودش نیز در لیوانهای کریستال مشروب ریخت:

- « متاسفانه فرانس دیگر از میان ما رفته است. او در حمله ی ناجوانمردانه از سوی فرانسوی ها، کشته شد.»

با وجود اطلاعات کمی که داشتم، اما می دانستم کشتار آلمانی ها در مرز بلژیک در اوت 1914، کاملا بی رحمانه بود.

نقشه رسیدن به پاریس، با نامه ای که برای او نوشته بودم، سریعا پیش می رفت و رویای رسیدن به آن در دسترس بود.

- « ما برای همه چیز بنامه ریزی دقیقی کرده بودیم، آیا ن حوصله شما را سر می برم؟ »

ار او خواستم ادامه دهد. هر چند واقعا حوصله ام سر رفته بود، اما می خواستم هر چه زودتر به پاریس برسم و در این بین به کمک او نیاز داشتم. از وقتی به لاهه آمده بودم، یک چیز را به خوبی آموخته بودم؛ هنر صبر!

درباره نویسنده رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو

پائولو کوئیلو نویسنده ی برزیلی متولد 1974 است. او در نوجوانی با سنت های مورد قبول خانواده اش به مخالفت پرداخت و سبب شد آنها او را به بیمارستان روانی بفرستند. پائولو پس از فرار از آنجا راهی سفری به سانتیاگوی اسپانیا شد. این سفر دیدگاهش به زندگی را متحول کرد و او سفرنامه خود با نام خاطرات یک مغ را به چاپ رساند. از آنجا که این کتاب با استقبال زیاد خوانندگان روبرو شد، وی بطور جدی به نویسندگی روی آورد.

این آقا پائولو کوئیلو می باشد

نقد رمان جاسوس اثر پائولو کوئیلو

داستان کتاب جاسوس بر اساس اتفاقات واقعی نگارش شده است و ماجرای زندگی پرفراز و نشیب زنی با نام مستعار ماتاهاری  است که به اتهام جاسوسی علیه فرانسه در برابر جوخه اعدام ایستاد، یک رقصنده در جریان جنگ، زندگی اش به اتفاقات مختلفی می پیوندد. افسونگر، قربانی خشونت، قربانی بازی های سیاسی کشورهای متخاصم، مادر بی بهره از حق سرپرستی فرزند، قربانی خشوت خانگی، جاسوس، انسان جنگ زده، روسپی اعیان و اشراف ... زندگی ماتاهاری شهر فرنگی است از همه ی این نقش ها و با این حال او همه این ها بود و هیچ کدام نبود.

مطالعه بیشتر
برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید

سایر کتاب های پائولو کوئیلو
کتاب های مشابه