شازده کوچولو دو زبانه
شازده کوچولو دو زبانه

شازده کوچولو دو زبانه

منتشر شده در ۲۶ دی ۱۳۹۸

23,000 تومان

شابک

978-622-95087-4-9

تعداد صفحات

136

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

مترجم

فاطمه حسینی

ناشر

باریزان

تعداد جلد

1

موضوع

رمان

مناسب برای

بزرگسالان

سال انتشار

1397

درباره شازده کوچولو دو زبانه

در این کتاب خلبانی هواپیمایش دچار مشکل شده و در یک بیایان فرود آمده است. او در آنجا پسرکی عجیب و کوچک که همان شازده کوچولو است را ملاقات می کند که می گوید از سیاره ای به بنا ب612 به زمین آمده است.

شازده کوچولو کنجکاو با کلی سوا های جورواجور و کلی حرف از سیاره اش و سیارک های دیگر برای خلبان می گوید که او یک گل سرخ دارد که فکر می کرد تنها گل دنیاست و شازده کوچولو بسیار مواظب آن بود و دوستش داشت اما گل مغرور قدر محبت های او را نمی دانست، بنابراین شازده کوچولو تصمیم می گیرد به سیاره های دیگر سفر کند. شازده کوچولو در مسیر امدنش به زمین به شش سیارک می رود، در هر دام از آن سیارک ها فردی با یک خصوصیت اخلاقی بخصوص زندگی می کند و هر کدام به کاری مشغول هستند.

شازده کوچولو بعد از آمدن روی زمین با یک مار روبرو می شود که می گوید حلال تمام مشکلات است و بعد از آن با گل ها و سپس با روباهی آشنا میی شود که چیزهای زیادی دربار زمین و انسان ها به او باد می دهد. پسرک تصمیم دارد به سیاره اش برگردد...

شازده

خلاصه داستان شازده کوچولو دو زبانه

 فصل اول: نویسنده داستان یک کودک که تبدیل به خلبان، یکی از شخصیت های داستان می شود را بیان می کند. اینکه او تا شش سالگی به کشیدن نقاشی علاقه مند بوده و تصویر یک فیل در شکم یک مار را نقاشی کرده است. اما بزرگترها نقاشی او را یک کلاه می دیدند و به او توصیه می کردند که حواسش به درسهایش باشد. این موضوع باعث دلسردی او شده و برای فرار از توضیحات بیشتر به بزرگترها به کار خلبانی مشغول می شود.

فصل دوم: داستان آشنایی خلبان با شازده کوچولو را به تصویر می کشد. بعد از به وجود آمدن اشکالی در موتور هواپیما خلبان وی در یک بیابان گرفتار می شود. هنگامی که در حال تعمیر کردن موتور است، کودکی عجیب با یک شنل در مقابل او می ایستد و از خلبانمی خواهد که یک بره برایش بکشد. خلبان چند بره می کشد ولی کودک هرکدام را به دلایلی مانند پیر یا خسته بودن رد می کند. خلبان برای اینکه از شر او خلاص شود یک جعبه می کشد و می گوید بره درون این جعبه است و در عین تحیر کودک می گوید این همان چیزی است که می خواهد.

فصل سوم: خلبان با پرسش های زیرکانه به دنبال این است که بداند که شازده کوچلو از کجا آمده است وبه این موضوع که از سیاره دیگری آمده است پی می برد.

فصل چهارم: خلبان پی به این موضوع می برد که اوهم مانند همه آدم بزرگ ها شده است و به تشریح زندگی آدم بزرگ ها و درک آن ها از هستی می پردازد و با دنیای کودکان مقایسه می کند.

فصل پنجم: شازده کوچولو از خطری که یک نوع گیاه سیاره اش را تهدید به نابودی می کند صحبت کرده و از طریقه نابودی آن ها می گوید.

فصل ششم: به زیبایی خلبان تفاوت غروب آفتاب زمین با سیاره شازده کوچولو را بیان می کند.

فصل هفتم: خلبان که با خستگی و بی حوصلگی در حال تعمیر هواپیمایش است با مهم دانستن کار خودش به سوال شازده کوچولو در مورد گل ها جواب نمی دهد و شازده کوچولو با عصبانیت تهی بودن دنیای آدم بزرگ ها را به تصویر می کشد.

فصل هشتم: شازده کوچولو به خلبان از دیدگاهش در مورد گل های سیاره اش می گوید.

فصل نهم: رابطه عمیق و عاشقانه شازده کوچولو با گلش را برای خلبان بازگو می کند.

فصل دهم: شازده کوچولو داستان ملاقاتش با شاه سیارک اول را برای خلابان بازگو می کند و در داستان شاه شیوه حکومتش را بیان می کند.

فصل دوازدهم: شازده کوچولو داستانی در مورد برخوردش با یک خودپسند و دائم الخمر از سیارک سوم را می گوید و با بازگو کردن این داستان به جمله این آدم بزرگ ها چقدر عجیبند می رسد.

فصل سیزدهم: سفر شازده کوچولو به سیارک چهارم با داستان بر خوردش با یک حسابدار بیان می شود . آن حسابدار انقدر مشغول حساب کردن اموالش است که متوجه خاموش شدن سیگارش هم نشده است.

فصل چهاردهم: داستان یک فانوس بان در سیارک پنجم که کوچکترین سیارک هم بود بیان می شود. فانوس بانی که درگیر انجام وظایفش است و به خاطر وظافیش وقت استراحت ندارد . او اولین کسی می شود که شازده کوچولو از او خوشش می آید.

فصل پانزدهم: شازده کوچولو به بزرگترین سیارک سفر می کند، سیارکی که اقیانوس هم دارد. یک مرد پیر جغرافی دان در این سیاره اکتشافاتش را در یک دفتر بزرگ با یک مداد تراشیده می نویسد و از شازده کوچولو می خواهد داستان سیارکش را برای او بازگو کند.

فصل شانزدهم: داستان بالاخره به زمین با تعداد زیادی دائم الخمر و پادشاه و جغرافی دان و حسابدار و ملیارد ها آدم بزرگ میرسد.

فصل هفدهم: شازده کوچولو در یک کویر در آفریقا بر روی زمین می نشیند و ماری را می بیند و مار بخاطر مظلومیت او برروی زمین دلش به حال او می سوزد و اذیتش نمی کند.

فصل هجدهم: صحبت های شازده کوچولو با یک گل را به تصویر می کشد.

فصل نوزدهم: به برقراری ارتباط شازده کوچولو با عناصر طبیعت مانند گل های سرخ و صخره ها می پردازد.

فصل بیست و یکم: داستان دراماتیک و احساسی یک روباه که از محبت دیگران و دنیا ناامید شده  و هنوز کسی نتوانسته است اهلی اش کند واین روباه همچنان بدنبال شکار است با شازده کوچولو را بیان میکند و شازده کوچولو با دل پاکش موفق می شود او را اهلی کند و با او دوست شود.

فصل بیست و دوم: داستان شازده کوچولو با یک سوزنبان لوکوموتیو که در اتاقش نشسته و قطارهای سریع السیر با موجشان اتاق او را به لرزه میندازند بیان می کند.

فصل بیست و سوم: گفتگوی میان یک بازرگان حب های ضد تشنگی و شازده کوچولو را به تصویر میکشد.

فصل بیست و چهارم: خلبان و شازده کوچولو بدنبال آب می گردندند و گفتگوی جذابی میان آن ها در مورد روشنی ستاره ها در بیابان ها و  شن های بیابان صورت می گیرد.

فصل بیست و پنجم: خلبان با تعجب چاهی آماده با سطل و طناب را می بیند و شازده کوچولو با یک خنده ملیح طناب را داخل چاه می اندازد.

فصل بیست و هفتم: بخش جذاب کتاب فصل آخرش است جایی که خلبان شاهزاده کوچولو را از دست می دهد و شاهزاده کوچولو از زمین می رود.

گزیده ای از متن شازده کوچولو دو زبانه

گل رز

" این بار بزرگترها به من گفتند که از نقاشی مار بوآ چه به صورت باز و چه بسته دست بردارم و در عوض حواسم را جمع جغرافی، تاریخ، ریاضی و دستور زبان بکنم. "

" پادشاه ادامه داد. باید از هرکس انتظار کاری را داشت که از عهده اش برآید. قدرت، اول از همه بر منطق استواره. اگه آدم به مردمش دستور بده که برن و خودشونو به دریا پرت کنن، با دست خودت باعث میشی که اونا شورش کنن. من حق دارم که اطاعت بخوام چون دستوراتم عاقلانه اند. "

" آن روزها نتوانستم چیزی بفهمم. من باید با رفتارش راجع به او قضاوت می کردم نه از روی گفتارش... بویش و درخشندگی اش بسیار مدهوشم می کرد. من نباید از او فرار می کردم. باید محبتی که پشتِ آن چهره معصوم و بی گناهش پنهان کرده بود، را می فهمیدم. گل ها بسیار متناقض اند. اما بسیار جوان بودم که بدانم چجور دوستش داشته باشم! "

" این آدم بزرگ ها واقعن که چقدر عجیب هستند! "

" از حسرت آهی کشید و همان طور با خودش گفت: این تنها کسی بود که من می توانستم با او دوست شوم. شاید سیارکش  واقعا خیلی کوچک است و دو نفر هم نمی توانند در آن باشند. "

" شازده کوچولو مودبانه پرسید:

- آدمها کجا هستند؟

گل روزی عبور یک کاروانی را دیده بود. به همین دلیل گفت:

- آدم ها؟! گمان می کنم شش یا هفت تا باشند.

آن ها را سال ها پیش دیده ام. ولی نمی دانم که کجا می شود پیدایشان کرد. باد آن ها را از این ور به آن ور میبرد، نه این که ریشه ندارند؟ بی ریشگی هم خیلی دردسر دارد. "

" زمین، سیاره عجیب نیست. در زمین صدو یازده پادشاه ( البته با پادشاهان سیاه پوست)، هفت هزار جغرافیدان، نهصد هزار تاجر، هفت میلیون و پانزده هزار دائم الخمر و سیصدو یازده میلیون خودخواه و به عبارت دیگر حدود دو میلیارد آدم بزرگ زندگی میکند. "

" شازده کوچولو گفت: آدم ها توی محل زندگی تو، پنج هزار بوته ی گل روز توی یک باغ می کارند... و اون چیزیو که می خوان پیدا نمی کنن.

- در حالی که چیزیو که میخوای پیدا کنی، میشه توی یک گل سرخ یا در کمی آب پیدا کرد. "

درباره نویسنده شازده کوچولو دو زبانه

آنتون دوسنت اگزوپری در 29 ژوئن سال 1900 در لیون فرانسه متولد شد. از او به عنوان یک ابر قهرمان در فرانسه یاد می شود. اگزوپری نویسنده کتاب مشهور شازده کوچولو می باشد و با این کتاب به اوج شهرت رسید. کتاب شازده کوچولو او برای اولین بار درسال 1943 در نیویورک منشر شد. کتاب شازده کوچولو تا کنون به 300 زبان و گویش زنده در دنیا ترجمه شده است و بی شک او بدلیل نوشتن این کتاب از اسطوره های نویسندگی در جهان به شمار می آید و کتاب شازده کوچولو با فروش 200 میلیون نسخه در ردیف پروفروشترین کتاب های تاریخ قرار گرفته است.

اگزوپری از خانواده ای اصیل می آید و شجره نامه خانوادگی اش تا چند قرن قدمت داشت. اگزوپری در چهار سالگی یعنی در سال 1904 پدرش را به علت سکته مغزی از دست داد.

اگزوپری یک خلبان تجاری موفق در فرانسه به شمار می آمد. پس از شروع جنگ جهانی دوم، اگزوپری به ارتش هوایی فرانسه  در شمال آفریقا ملحق شد و در جنگ جهانی دوم حضور داشت.

از دیگر آثار اگزوپری می توان به پرواز شبانه و زمین انسان ها اشاره نمود. اگزوپری موفق به کسب جوایز گوناگونی بدلیل آثارش در فرانسه و آمریکا شده است. او برنده جایزه کتاب ملی آمریکا شده است.

در 31 ژوئیه سال 1944 وی برای یک ماموریت اکتشافی عازم دریای مدیترانه شده و هواپیما وی ناپدید شد و هیچگاه دیگر کسی وی را ندید!

اگزوپری

تجربیات عملی خوانندگان شازده کوچولو دو زبانه

" سرانجام کتاب شاهزاده کوچولو را مطالعه کردم. چنین کتاب زیبا با تصاویر زیبا تا کنون ندیده ام. من مدت زمان زیادی به این کتاب نگاه کردم. بالاخره صبح این کتاب را برداشتم و خواندم. این کتاب نه تنها برای کودکان بلکه برای بزرگسالان نیزمناسب است.

غالباً فراموش می كنیم كه در این جهان بزرگ چیزهای كوچك نیز مهم هستند. در واقع آنها اهمیت زیادی دارند. چقدر مهم هستند در حین تعقیب آرزوهای بزرگ ، اهمیت چیزهای کوچک را فراموش  نکنیم که زمانی اهمیت زیادی در زندگی داشتند. زندگی ما بسیار ساده خواهد بود اگر شروع به اولویت دادن به چیزهای کوچک در زندگی کنیم.

ای کاش هرکس شاهزاده کوچک خود را در زندگی داشته باشد. "

" حالا چه کسی شاهزاده کوچک را دوست ندارد؟ بی گناهی را حتی را برای ما به ارمغان می آورد. تو می خوانی. تو فکر می کنی. به نظر می رسد پول بی فایده است ، ترجیح می دهم رز داشته باشم. "

" اثری که زندگی شما را تغییر می دهد. وقتی بچه بودم ، از زیبایی ستارگان و غروب خورشیدها شگفت زده می شدم. وقتی بزرگتر شدم ، دیدگاه علمی تری داشتم ، بنابراین به غروب خورشید نگاه می کردم و محاسبه می کردم که شرق و غرب کجا هستند و به ستاره ها نگاه می کردم و اطلاعات نجومی را که درباره آنها آموخته ام به یاد می آوردم. اما بعد از خواندن "شاهزاده کوچک" ، همه چیز دوباره جادویی شد.
نحوه برخورد با فرزندم متفاوت شده است. من هرگز به او نمی گفتم "من مشغول مسائل مهمی هستم". من نمی خواهم خار شوم. "

فصل های شازده کوچولو دو زبانه

کتاب شازده کوچولو دوزبانه ، هم به زبان فارسی و هم انگلیسی در 27 فصل و 136 صفحه در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.

افتخارات شازده کوچولو دو زبانه

  • برنده جایزه ملی آمریکا
  • برنده جوایز ادبی معتبر فرانسه
  • ترجمه به 300 زبان و گویش زنده دنیا
  • فروش بالای 200 میلیون نسخه در دنیا
مطالعه بیشتر
متن نظر خود را بنویسید

کتاب های مشابه