کتاب غاز برفی و سه قصه دیگر از پال گالیکو
کتاب غاز برفی و سه قصه دیگر از پال گالیکو

کتاب غاز برفی و سه قصه دیگر از پال گالیکو

منتشر شده در ۰۹ بهمن ۱۳۹۸

24,000 تومان

نویسندگان

شابک

978-600-7511-49-7

تعداد صفحات

119

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

مترجم

حسین اعرابی

ناشر

بهنود

تعداد جلد

1

موضوع

داستان

مناسب برای

نوجوانان

بزرگسالان

سال انتشار

1397

درباره کتاب غاز برفی و سه قصه دیگر از پال گالیکو

همه ی ما از تاریخ، علوم و ... چیزهای زیادی یاد گرفته و می گیریم. داستانها نیز علاوه بر جنبه سرگرمی شان به ما درس می دهند. در داستان ما با زندگی شخصیتهای مختلفی اشنا می شویم که شامل درس های بسیار آموزنده ای برای ماست.

خواندن داستان ها فواید زیادی دارد که 2 فایده ی اصلی آن در اینجا بیان می شود. اول اینکه هر کسی با خواندن داسان تمایل به دانستن اتفاقات بعدی آن دارد پس باعث می شود بخواهد هر چه سریعتر به صفحه ی بعدی کتاب برود در نتیجه فرد به بیشتر و بیشتر خواندن ترغیب می شود. مورد دوم، ایجاد حس هم ذات پنداری با شخصیتهای داستان است که درک خواننده را بالاتر می برد و باعث تاثیرات بزرگ و عمیقی روی بسیاری از جنبه های زندگی فرد می شود.

کتاب داستان دو زبانه ی غاز برفی و سه قصه ی دیگر نوشته ی پال گالیکو شامل داستانهای جذابی برای کودکان و نوجوانان است که در دو بخش فارسی و انگلیسی جنبه های آموزشی متعددی را دارا می باشد. داستان های انگلیسی برای یادگیری زبان بسیار کاربردی و مفید هستند و ذهن خواننده را به یک دنیای شگفت انگیز باز می کنند. خواندن داستان انگلیسی در دراز مدت باعث می شود به درک بالاتری از زبان برسید، دامنه لغاتتان را افزایش می دهد و شما را با مکالمات محاوره ای و روزمره در زبان انگلیسی نیز اشنا می کند. از سوی دیگر اطلاعات عمومی تان را بالا می برد و نیز شما را با فرهنگ های مختلف آشنا می کند.

خلاصه داستان کتاب غاز برفی و سه قصه دیگر از پال گالیکو

غاز

داستان غاز برفی درباره مردی به نام فیلیپ رایادر است که به دلیل ظاهر زشت و غیر معمولی اش، در یک فانوس دریایی به تنهایی زندگی می کند. او به پرندگان وحشی علاقه بسیار دارد و حفاظت گاهی برای آنان ساخته است. یک روز دخترکی به نام فریت، غاز مجروحی برایش می آورد تا مداوایش کند. رایادر با غاز مانوس می شود و دخترک نیز مرتب برای دیدار غاز می آید. پس از سالها، دخترک بزرگ می شود و غاز برفی نیز در مهاجرت هر ساله اش فصل زمستان را در کنار رایادر و فریت می گذراند...

عروسک

دکتر استفان آمونی  اهل لندن، در ویترین مغازه ی روزنامه فروشی عروسکی زیبا می بیند و آن را بعنوان هدیه ی تولد خواهرزاده اش می خرد. عروسکی گران و غیر معمول که بطرز عجیبی زیباست و زنده بنظر می رسد. دکتر از صاحب فروشگاه جیم، در مورد سازنده ی عروسک سوال میکند و میشنود که زنی خشک و جدی این عرپسکهای خندان را می سازد به جیم می فروشد. دکتر کنجکاو است که این زن را ببیند اما به دلیل مشغله کاری موضوع را فراموش می کند تا اینکه روزی یک تماس تلفنی برای ویزیت یک بیمار در منزلش دریافت می کند و زمانی که به عیادت مریض می رود با زنی روبرو می شود که ادعا می کند سازنده ی عروسکهاست اما آیا چنین زن بی احساسی می تواند چنان عروسک های پر از احساسی بسازد؟ حقیقت ماجرا چیز دیگری است...

قو

ماجرای دختری جوان که روی یک قایق کهنه زندگی می کند اما در زندگی دیگرش یک بازیگر تئاتر بسیار موفق است و درگیر عشق یک ملوان ساده شده است که به دلایلی  هیچ کدام در ابراز این عشق پیش قدم نمی شوند تا اینکه دکتر فاندوبی که گاهی به دخترک سر می زند، ملوان را می بیند و می شناسد و ...

گزیده ای از متن کتاب غاز برفی و سه قصه دیگر از پال گالیکو

غازبرفی

آهسته گفت: «من این را پیدا کردم!»

مرد گفت: «واقعا؟»

دختر گفت: «بله، زخمی شده!»

مرد گفت: «بله می بینم.»

دختر پرسید: «آیا هنوز زنده است؟»

مرد نگاهی به پرنده انداخت و گفت: «بله بله، فکر می کنم زنده است... بیا داخل، دخترکم... بفرما داخل.»

فیلیپ پرنده را به داخل برد. دختر همچنان می ترسید، ولی به دنبال او وارد شد. او می خواست داخل برج فانوس را ببیند. مرد پرنده زخمی را با احتیاط روی یک میز گداشت. آتشی می سوختو اتاق گرم بود.تصاویر متعدی روی دیوار نصب بودند و بوی عجیب ولی مطبوعی فضای اتاق را پر کرده بود

پرنده حرکتی کرد، و فیلیپ با ملایمت یکی از بالهای سفید بزرگ آن را باز کرد. انتهای آن سیاه بود. رو به دختر پرسید: «آن را از کجا پیدا کردی؟»

دختر جواب داد: «همان قسمتی از باتلاق که مردان پرنده ها را با تیر می زنند. این چه نوع پرنده ای است؟»

مرد در جواب او گفت: «یک غاز برفی از کانادا...» سپس شگفت زده با خود گفت: «ولی چرا اینجاست؟»

.

.

عروسک

پیراهن و بقیه پوشاکش همه ساخت دست بودند و نه ساخته شده توسط یک ماشین و صورتش با دست نقاشی شده بود - اکنون به وضوح آن را می دیدم...

با خود فکر کردم: «خیلی زیبا و دوست داشتنی است! با یک عالمه عشق ساخته شده است.»

این عشق را در صورت عروسک می دیدم.

با ملایمت آن را روی پیشخوان گذاشتم و پرسیدم: «جیم، بابت آن چقدر می خواهی؟»

جواب داد: «دوازده پوند، دکتر آمونی...» تعجب را در صورت من دید و افزود: «و گران است. من که به شماگفتم، نگفتم؟»

گفتم: «بله»

جیم گفت: «عروسک هایی مثل این قیمتشان در لندن تا بیست پوند هم می رسد. ولی به شما خواهم گفت که من چه خواهم کرد. آن را به یازده پوند به شما می فروشم.»

پرسیدم: «سازنده آن ها کیست؟ مایلم در مورد کسی که کی تواند عروسک هایی به این زیبایی بسازد چیزی بدانم.»

جیم گفت: «آن زن سال هاست که در خیابان هاردلی زندگی می کند و گاهی به مغازه من می آید و از این عروسک ها می آورد.»

پرسیدم: «اسمش چیست؟»

جیم جواب داد: «مطمئن نیستم... ولی چیزی مثل گالافی است.»

پرسیدم: «چجور آدمی است؟»

جیم جواب داد: «زنی بلند قد با موی سرخ است و پالتوها و کلاه های خیلی نفیس و گران قیمت می پوشد. ولی صورتی بسیار جدی دارد. مواقعی که به مغازه می آید هیچ وقت زیاد حرف نمی زند. راستش، من وقتی مغازه را ترک می کند خوشحال می شوم...» و لحظه ای مکث کرد و سپس افزود: «.. هرگز ندیده ام که لبخند بزند!»

.

.

قوهای نقره ای

آن گاه عشق حقیقی خود را خواهم شناخت،

آن گاه با عشق حقیقی خود خواهم بود،

برای همیشه با عشق واقعی خودم،

ترانه زیبایی بود. ولی احساس کردم نوعی غم در پس کلمات وجود دارد. کلمات عاقلانه و قابل درک بودند. ولی می دانستم که دختر جوان روبروی من هرگز عاشق نبوده است.

گفتم: «قشنگ بود!»

تیتس چشم هایش را باز کرد و گفت: «متشکرم»

پرسیدم: «کی آن را سروده؟»

جواب داد: «من. مال خودم است.»

شگفت زده پرسیدم: «آیا زیاد ترانه می سرایی؟»

پاسخ داد: «فقط وقتی خودشان وارد سر من می شوند.»

ناگهان به طرفم آمد.

با لحنی جدی پرسید: «عشق حقیقی خود را چگونه باید بشناسم؟

چطور بدانم که واقعا و به طور حقیقی عاشق شده ام؟»

پرسیدم: «تیتس، چند سال داری؟»

پاسخ داد: «بیست و یک سال.»

پرسیدم: «تاکنون عاشق شده ای؟»

پاسخ داد: «نه. فکر کنم که هرگز عاشق بوده باشم...»

پس از یکی دو دقیقه سکوت، ادامه داد: «چگونه خواهم فهمید؟ وقتی عاشق چه کسی به من خواهد گفت که عاشق هستم؟ شما پیر و دانا هستید نمی توانید کمکم کنید؟»

چهره اش رنگ پریده و غمگین به نظر می آمد، قبل از پاسخ دادن به سوال او با دقت فکر کردم.

درباره نویسنده کتاب غاز برفی و سه قصه دیگر از پال گالیکو

پائول ویلیام گالیکو رمن نویس آمریکایی متولد 26 ژوئیه 1897 در شهر نیویورک است. پدرش پیانیست کنسرت ایتالیایی، آهنگساز و معلم موسیقی بود و مادرش هورتسن ارلیج اهل اتریش بود. انها در سال 1895 به نیویورک مهاجرت کردند. پائول در سال 1919 از دانشگاه کلمبیا فارغ التحصیل شد و در روزنامه نیویورک نیوز به عنوان نویسنده ورزشی مشغول به کار گشت. او داستان کوتاه نیز می نوشت. داستان غاز برفی تنها موفقیت مهم او می باشد، همچنین رمان ماجراجویی پوزیدون بعلت اقتباس فیلم 1972 نیز باعث یادآوری نام اوست.

مطالعه بیشتر
برای ثبت نظر ابتدا وارد سایت شوید و یا در سایت ثبت نام کنید

کتاب های مشابه