حکایت تاجر خسیس و نان

ارسال رایگان برای سفارشات بالای ۵۰۰ هزارتومان
فروشنده ۰ فروشنده
نا موجود
نا موجود

عاشق صادق

در زمان گذشته در بغداد جوان بسیار ثروتمندی بود که عاشق کنیزی شده بود. کنیز را به قیمت بالایی خرید و هر چه پول داشت برای او خرج کرد تا اینکه مال و ثروتی برایش باقی نماند.

روزی کنیز به جوان گفت: مرا بفروش و با پولی که از فروختن من بدست می آوری برای خود مغازه ای بخر و زندگی خوبی برای خودت مهیا کن. جوان وقتی دید چاره ای ندارد پیشنهاد کنیز را قبول کرد. کنیز را به بازار برد و او را فروخت...

شما می توانید برای خواندن ادامه این داستان و دیگر داستانهای جالب و خواندنی، کتاب را خریداری کنید.wink


مشخصات کالا

مشخصات کتاب

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

ناشر

آوای شمال

تعداد جلد

1

موضوع

داستان

مناسب برای

کودکان
نوجوانان

سال انتشار

1398

دیدگاه کاربران

دیدگاه خود را بنویسید
|
دیدگاهی ثبت نشده است، اولین نفری باشید که یک دیدگاه ثبت می کند.
با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و تخفیف های ویژه در ایمیل خود با خبر شوید...