حکایت پادشاه و عابد

ارسال رایگان برای سفارشات بالای ۵۰۰ هزارتومان
فروشنده ۰ فروشنده
نا موجود
نا موجود

انوشیروان عادل

در گذشته پادشاهی بود به نام انوشیروان که بسیار عادل و مهربان بودو همیشه به فکر مردم و آبادانی مملکت خویش بود. روزی انوشیروان چنان وانمود کرد که بیمار است. ولی هیچ ناراحتی و مریضی نداaت. انوشیروان به خدمتکار خود گفت: من بیمار شده ام، به بزرگان بگو تا در مملکت بگردند و از دهکده ای خراب و ویران، مقداری خاک بیاورند تا طبیب با آن دارویی بسازد که من خوب شوم.

بزرگان و امرا همه به جستجوی دهکده ای ویران و خراب رفتند...

شما می توانید برای خواندن ادامه این داستان و دیگر داستانهای جالب و خواندنی، کتاب را خریداری کنید.wink


مشخصات کالا

مشخصات کتاب

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

ناشر

آوای شمال

تعداد جلد

1

موضوع

داستان

مناسب برای

کودکان
نوجوانان

سال انتشار

1398

دیدگاه کاربران

دیدگاه خود را بنویسید
|
دیدگاهی ثبت نشده است، اولین نفری باشید که یک دیدگاه ثبت می کند.
با عضویت در خبرنامه می توانید از جدیدترین مقالات، اخبار و تخفیف های ویژه در ایمیل خود با خبر شوید...